|
يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم،
تو هم منو شكستي ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت٬ در تهاجم با زمان ٬آتش زدم ٬کشتم .من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم ٬ یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم ٬ من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم ٬تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم ٬ من به عشق منتظر بودن همه صبر قرارم رفت ٬ بهارم رفت ٬ عشقم مرد و یارم رفت . ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:26 توسط الیاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
|
|
الیاس الیاس عسکری |
|
|
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|