|
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت به شرط آنکه گهگاهی تو هم از من کنی یادی خوشا غلطیدن و چون اشک در پای تو افتادن اگر روزی به رحمت بر سر خاک من استادی
بی تو بهار تکرار غریبانه ی پاییز است برای این خرسندم که در سرزمینی زندگی میکنم که نفس پاک تو آنرا عطر آگین ساخته است . بهترینم هنگامیکه کبوترپرشکسته درآشیانه از غم می نالد هنگامیکه بلبل افسرده از جور خزانبه یاد گل برزمین بوسه میزند هنگامیکه آخرین برگ پاییزی نقش بر زمین میشود آن هنگام مرا یاد کن. روزی که جان فدا کنمت باورت شود دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 11:11 توسط الیاس |
|
|
كاش مي توانستم بگويم چقدر دلتنگ لحظاتي هستم كه ساده از آن گذشتم زندگي در حالي سپري مي شود كه نمي دانم آيا فردايي هست يا نه ؟ و من به اين اميد زنده ام كه يك روز به او برسم و سرود زندگي را زمزمه كنم
اگر مي دانستي دل ترك خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شكسته تر مي شود
هيچ گاه به من پشت نمي كردي اگر مي دانستي در خلوت شبانه ام به طنين قدمهايت گوش مي سپارم
تا آخرين ستاره در دامان سپيده به خواب برود هرگز نمي رفتي .....................
دخترك خنده كنان گفت كه چيست راز اين حلقه ي زر راز اين حلقه كه انگشت مرا اين چنين سخت گرفت ا ست به بر راز اين حلقه كه در چهره ي من اين همه تابش و رخشندگي است مرد حيرا ن شد و گفت حلقه ي خوشبختي است ، حلقه ي زندگي است همه گفتند مبارك باشد ، دخترك گفت دريغا كه مرا باز در معني آن شك باشد سالها رفت و شبي زني افسرده نظر كرد بر آن حلقه ي زر ديد در نقش فروزنده ي او روزهايي كه با اميد وفاي شوهر به هدر رفته هدر زن پريشان شد و نا ليد كه واي ، واي اين حلقه كه در چهره ي او باز هم تابش و رخشندگي است حلقه ي بردگي و بندگي است ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:53 توسط الیاس |
|
|
من زاده دامان غمم هیچکسم نیست جز اشک در این غمکده فریاد رسم نیست ای درد بیازار مرا هرچه توانی خوش باش که میمیرم و کس داد رسم نیست ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:47 توسط الیاس |
|
|
شبی از درد دل گفتم قلم را
بیا بنویس دردهای دلم را قلم نالید و گفت جان برادر ندارم طاقت این بار غم را ... ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:45 توسط الیاس |
|
|
وقتی که تنهایی می یاد حس می کنم که بی کسم ترانه هام می سوزنو بریده می شه نفسم ثانیه ها نمی گذرن هیچ موقع فردا نمی یاد دلم می گه زندگی رو با این همه درد نمی خواد ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:43 توسط الیاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
|
|
الیاس الیاس عسکری |
|
|
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|