|
مينويسم،مينويسم از تو با تو از حادثه ها خواهم گفت مينويسم،همه ي هق هق تنهايي را مينويسم،مينويسم از تو مينويسم همه ي با تو نبودن هارا مينويسم،مينويسم از تو ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 20:50 توسط الیاس |
|
|
بي تو دلم گرفته با من نمانده حالي با من غريبه گشتي بعد از گذشت سالي وقتي كه سهم من شد يك انتظار كهنه چشمم دگر ندارد اشكي به آن زلالي عمري سوال كردم تنهايي خودم را همواره شد جوابم آه و سكوت و لالي حالا كه دور دورم از پرتو نگاهت در قلب من دوباره جايت شده چه خالي آه اي مسافر من سهم من از وجودت يك بغض كهنه گشته باشكلكي خيالي ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 20:49 توسط الیاس |
|
|
یک شب کنار شمعی، تا صبح دم نشستم او گریه کرد می سوخت، من هم زغم شکستم در آن شب سیه رو، یادم به چشمت افتاد آن مستی نگاهت، بر روی چشمم افتاد آهسته اشکی آمد، پایین ز دیدگانم گویی به شعله آمد، شمع درون جانم
خاموش گشت آنگه، دودی به ناز رقصید از طرح دود آن شمع، در آن سیاهی تار شعری نوشته می شد، آهسته روی دیوار :
هر جا که هستی یارم، باشد خدانگهدار ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 20:48 توسط الیاس |
|
|
مي خواستم با تو هميشه همسفر باشم تنها براي مردن از تو پيش تر باشم نا مهرباني مي كني با من بگو ديگر تا كي به دنبال نگاهت دربدر باشم حالا كه سهمم آسمان با تو بودن نيست بگذار در كنج قفس بي بال و پر باشم با هرم چشمانت بسوزان تار و پودم را آتش بزن تا گر بگيرم شعله ور باشم طاقت نمي آورد دل ديوانه ام بي تو ديگر مخواه از حال و روزت بي خبر باشم
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 20:46 توسط الیاس |
|
|
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو زودتر از من میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را... ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 20:41 توسط الیاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
|
|
الیاس الیاس عسکری |
|
|
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|